نجم الدين ابو الرجاء قمى

198

تاريخ الوزراء ( فارسى )

ظهير الدين قائدان كدخداى وزير شمس الدين ابو نجيب بود ، كدخداى به تمكين . به حكم حدتى كه در طبع او بود ، اصحاب شمس الدين مسخر او شده بود . كس را زهرهء آن نبود كه آزمايش ديوان كند ، گرمى در طبع او بود كه چشم حربا را از روى آفتاب بازگردانيدى . همچون خطاف بود كه در چشم مردم آرايش دارد ، و ليكن گوشتش ( 172 ر ) نشايد خوردن ، و بانكى نيز نباشد كه آن را جهت آن بانك دارند . بعد از وفات شمس الدين كدخداى وزير شهاب الدين شد . فخر الدين ابو الغنائم و اصحاب شهاب الدين قصد او كردند ، و منسوبه‌اى برساختند و محبوس شد . و مال موافقه بر وى تقرير كردند ، اگرچه او را جنونى به افراط بود ، در كارگزاردن دستى تمام داشت . همچون غراب بود كه آن را اعور خوانند ، و بيناتر از همه مرغان باشد . عز الدين احمد كه در عهد سلطان محمد بن محمود عارض بود ، نايب وزير شهاب الدين شد . وفور فضل و لطف نفس و تهذيب اخلاق او پيش از اين ياد كرده آمده است . زينت ملك و زيور دولت بود . جمال الدين محمد بن منصور اصفهانى به شام وزير بود ، شايد گفتن كه شام در دست او بود . استبداد و استقلال بيش از حد داشت . مبالغى هر سال او را حاصل ( 172 پ ) مىآمد . « قصيرة عن طويل جز مالابدى » كه به خرج روز كردى ، بازنگرفتى ، آن ديگر هم وقف بود بر زاير و علوى و شاعر و صوفى . چون سر كوه بود كه آب بار نگيرد . او را جهت فردا ذخيره نبودى . كوتاه‌بين و ضعيف اعتقاد باشد كه غم فردا در دفتر او بود . مور باشد كه زاد عمر ذخيره سازد . شير از اين انديشه فراغى دارد . از دست جمال الدين جز ساغر تهى نشد . هركس كه بر وى